قهرمان ميرزا عين السلطنه
7672
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روزنامههاى پدرم - شعرگوئى روزنامههاى پدرم تمام نزد آقاى عماد السلطنه است و بايد خيلى محفوظ نگاه داشت . با همهء كمالاتى كه داشت تأليفى جز روزنامهء خود باقى نگذاشت . با اين همه كه شعر مىدانست و حفظ داشت و كتب شعرا را بيشتر از هر كتابى قرائت مىكرد يك شعر هم نفرمود . مىفرمود در اوايل عمرم چند شعرى گفتم چون ديدم خيلى بد شعر گفتهام ترك كردم . هميشه از شعرهائى كه پيشخدمتهاى ناصر الدين شاه عادت كرده بودند بگويند مذمت مىكرد و مىفرمود شاه چرا بايد اين مهملات را بخواند . صورت ظاهر قد شاهزاده كوتاه كوتاه بود ، لاغر بود ليكن سيماى بسيار خوبى داشت . چشم و ابروى مشكى ، پرمو ، دماغ موزون ، سبيل كشيده ، بر خلاف حالا كه همه انگليسىمآب شده يا مىتراشند يا يك كمى نزديك دماغ مىگذارند ، بعضى متعصبها كوتاه و كمپشت كردهاند يكى خودم . در ميان اولادها در قد و سيما من با ايشان شباهت دارم نه در چيزهاى ديگر اشهد باللّه . از آن مرحوم نتاجى كه باقيمانده شصت و شش پسر و دختر و نوه [ است ] كه بطن اول و دوم باشد - شصت و هفت نتيجه - شش نبيره ، جمعا يكصد و سى و نه نفر باشد كه خداوند همه را حفظ [ كند ] و از بليات مصون دارد . نوكرها و كلفتها از نوكرها و كلفتهاى قديم احدى باقى نيست بلكه اينها كه هستند از نتاج آنها مىباشند . فقط در كوريجان كربلائى اسمعيل باغبان جويبار « 1 » از آن نوكرهائى است كه در سفر حكومت بروجرد مرحوم شاهزاده چند ماهى مهترى داشته است كه در كوريجان هم مسنتر از او احدى نيست . فوت عز الدوله من در كوريجان بودم صبح اول آبان گردش رفته بودم . بابا خداداد سرايدار قلعه آمد كه آقاى سعيد الممالك و حاج عليرضا قلعه آمدند . من آمدم . بعد از احوالپرسى و سلام و تعارفات معموله سعيد الممالك گفت شما بايد طهران برويد ، من با تعجب گفتم براى
--> ( 1 ) - در آخر 1310 فوت كرد از نود سال متجاوز داشت . ( م . سالور ) .